تحلیلی انتقادی بر نظریۀ "ژن خدا" ی دین هامر با موضوع ایمان گروی
امروزه مطالعات گسترده، متنوّع و روزافزون حوزه های مختلف دانش زیست شناسی همچون ژنتیک رفتار و نوروفیزیولوژی از یک سو و نوروفلسفه و کاربست همه جانبۀ ابزارهای تجربی برای توصیف پایههای معنویّت و دینباوری بشر از دیگر سو موجب شکلگیری نقد ها، پرسش ها و ابهامات جدّی و جدیدی دربارۀ خاستگاه و چیستی ایمان شد...
Main Authors: | , |
---|---|
Format: | Article |
Language: | fas |
Published: |
Alzahra University
2022-10-01
|
Series: | زیستشناسی کاربردی |
Subjects: | |
Online Access: | https://jab.alzahra.ac.ir/article_6604_f3842aa1a9dedbf6c834f599c0a9d37e.pdf |
Summary: | امروزه مطالعات گسترده، متنوّع و روزافزون حوزه های مختلف دانش زیست شناسی همچون ژنتیک رفتار و نوروفیزیولوژی از یک سو و نوروفلسفه و کاربست همه جانبۀ ابزارهای تجربی برای توصیف پایههای معنویّت و دینباوری بشر از دیگر سو موجب شکلگیری نقد ها، پرسش ها و ابهامات جدّی و جدیدی دربارۀ خاستگاه و چیستی ایمان شده است. دین هامر (1951م) سعی کرد با بهره مندی از اصول ژنتیک و مطالعات روان شناختی، همبستگی معنی داری میان ژن ها با تجربیات معنوی برقرار کند. ژن خدا در تجربیات معنوی و ایمانی نقش کلیدی دارد. هدف: این مقاله برآن است که پس از توصیف کلّی و تحلیل نظریۀ ژن خدا به سنجش گری و ارزیابی ربط آن با گرایش به ایمان بپردازد. بحث: اطّلاعات موجود در ژن ها نمی توانند تبیینی کامل از فرایندهای معنویّت محور و ایمان گرای بشر ارائه کنند و به رازگشایی منطقی باورمندی انسان به متعلّق ایمان بپردازند. از سوی دیگر این قبیل توصیفات فیزیکالیستی منحصر به جنبه های جسمانی بشر است و جنبۀ فراجسمی و معناگرای وجود انسان به نحو عمده خارج از این حوزه است. امروزه نظریه های رقیب و معارض پویشمندی، در مقابل نظریۀ هامر قد افراشته اند که ثابت می کنند ایمان و باورهای پایه اصلاً ریشۀ ژنتیک و جنبۀ توارث ندارند. نتیجه گیری: نمی توان نقش مادّه ( ژن ها و فراورده های آن ها) در کارکرد ذهن را در بروز کنش های معناگرا و ایمانی انکار کرد و برای آن نقش درجۀ صفر قائل شد. |
---|---|
ISSN: | 2251-7901 2538-2187 |